بازرسان وزارت صنعت، معدن و تجارت

سال اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال

یک شنبه مورخ 1393/2/14 --- مطلب اول
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٥  کلمات کلیدی:

حدود ساعت 8 صبح، همکاران عزیز (که دست همشون رو می بوسم!) از سطح کشور به بهارستان (محلی در تهران که ساختمان مجلس در آن واقع شده است.) رسیدند. از لرستان، خراسان، کرمان، قم و بیشتر از همه کرمانشاه...

400 نفری می شدند! (البته ما انتظار حضور حدود 2000 نفر را داشتیم!!!)

فضای بسیار دوستانه ای حاکم بود. ای کاش تمام دوستانی که نیامدند، می آمدند و این فضا را حداقل تجربه می کردند...

ای کاش ترس از حراست ، اخراج، رئیس وغیره، مانع از آن نمی شد که خیلی ها جا بزنند...

دوستانی که آمدند، به معنای واقعی کلمه "مرد!" بودند. چرا که حرف زدند و پای حرفشان ماندند.

برایشان مهم نبود حراست تهدیدشان کند یا نه! مهم نبود غیبت کنند! حتی به این فکر نکردند که وقتی باز گردند، با چه مسئله ای روبرو می شوند!

واقعا مهم نبود!

چراکه به مهمی دیگر فکر می کردند!

به این مهم که در صورت شرکتی شدن تا پایان سال تعدیل خواهند شد!!!

برایشان این مهم بود، سال آینده را باید چکار کنند!

مرد بودند، چراکه واهمه ی از دست دادن شغلی که تا پایان سال عمر دارد(در صورت شرکتی شدن!)، آنها را منصرف نکرد.

مرد بودند، چراکه شرمندگی جلوی خانواده برایشان معنا داشت!

مرد بودند، چراکه نمی خواستند با ترس از دست دادن شغلی که "هیچ" نیست، زندگی کنند.

در یک کلام: مرد بودند، چراکه خدا را روزی رسان می دانستند، نه حراست، یا رئیس یا هر کسی دیگر!!!